تبلیغات
بیا بگشای در بگشای دلتنگم
هنگام بهار است و جهان چون بت فرخار               
خیز ای بت فرخار بیار آن گل بیخار

در پرتو الطاف ایزد منان ،نوروز فرخنده برروزگار خرمتان مبارک

و بهار شوق انگیز بر قامت سبز وجودتان شکوفه باران باد.


 لبتان پر خنده ،  قلبتان از مهر آکنده ، دولتتان پاینده و نوروزتان فرخنده باد.

تاریخ : چهارشنبه 26 اسفند 1394 | 10:29 ق.ظ | نویسنده : امیر شهریاری | نظرات

گویند مردی وارد مسجدی شد تا کمی استراحت کند

کفشاشو گذاشت زیر سرش و خوابید

طولی نکشید که دو نفر وارد مسجد شدند

یکی از اون دو نفر گفت طلاها رو بزاریم پشت جعبه مهرها

اون یکی گفت نه اون مرد بیداره وقتی ما بریم طلاها رو بر میداره گفتند امتحانش کنیم کفشاشو از زیر سرش برمیداریم

اگه بیدار باشه معلوم میشه

مرد که حرفای اونا رو شنیده بود خودشو بخواب زد اونها کفشاشو برداشتن و مرد هیچ واکنشی نشون نداد

و گفتند پس خوابه طلاها رو بزاریم زیر جعبه مهرهای نماز

بعد از رفتن آن دو،

مرد بلند شد و رفت که جعبه طلای اون دو رو  برداره

اما اثری ازطلا نبود و متوجه شد که همه این حرفا برای این بوده که در عین بیداری کفشهاش رو بدزدن

 

 آیا ماهم خودمون رو بخواب نزده ایم...؟

تاریخ : دوشنبه 12 بهمن 1394 | 04:51 ب.ظ | نویسنده : امیر شهریاری | نظرات

روزی معلم سر كلاس به یكی از شاگردان گفت درس چوپان دروغگو را بخوان.

بچه زد زیر گریه و گفت : نمی توانم آقا معلم!

معلم پرسید: چرا؟

بچه پاسخ داد: آقا! پدرم این صفحه را از كتابم پاره كرده.

معلم بر آشفت و جویا شد : به چه دلیل؟

پسره با لحنی لرزان گفت : آقا معلم! پدرم چوپان است. از خواندن این درس سخت خشمگین شد و رو به من گفت : من و پدرم و پدر بزرگم و بسیاری از پیامبران چوپان بودیم و هیچ پیامبری  دروغگو نبوده است. اما یك نفر در ده ما پیدا شد و گفت به من رای بدهید تا برای شما مدرسه بسازم، خانه بهداشت درست كنم ، جاده كشی كنم به روستا وبه بچه هایتان شغل ایجاد كنم.

ما هم باور كردیم و به او رای دادیم و آقا شد نماینده مجلس و به هیچیك از حرف هایش هم عمل نكرد و جواب سلاممان را هم نمی دهد.

به معلمت بگو این صفحه را پاره كردم تا به جای چوپان درغگو درس جدید : " نماینده دروغگو " را تدریس كند.

تاریخ : دوشنبه 12 بهمن 1394 | 04:50 ب.ظ | نویسنده : امیر شهریاری | نظرات

حکمت های نهفته در کله پاچه!!!

 

نقل میکنند که روزی سفره ای گسترانیده و کله پاچه ای بیاوردند.

 سلطان فرمود:

 در این کله پاچه اندرزها نهفته است.

 

سپس لقمه نانی برداشت و یک راست " مغز " کله را تناول نمود، سپس گفت:

اگر می خواهید حکومتی جاودان داشته باشید، سعی کنید جامعه را از " مغز " تهی کنید.

سپس " زبان " کله پاچه را نوش جان و فرمود:

اگر می خواهید بر مردم حکمرانی کنید " زبان " جامعه را کوتاه و ساکت کنید.

سپس " چشم ها و بناگوش " کله پاچه را همچون قبل برکشید و فرمود:

برای این که ملتی را کنترل کنید، بر چشم ها و گوش ها مسلط شوید و اجازه ندهید مردم زیاد ببینند و زیاد بشنوند.

 

وزیر اعظم عرض کرد:

پادشاها! قربانت بروم حکمت ها بسیار حکیمانه بودند، اما جواب شکم ما را چه میدهید؟

ذات ملوكانه، در حالی که دست خود را بر سبیل های چرب خویش می کشیدند، با ابروان خود اشاره ای به " پاچه " انداختند و فرمودند:

شما " پاچه " را بخورید و " پاچه خواری " را در جامعه رواج دهید تا حکومت مان مستدام بماند…!!!
برچسب ها: پاچه خواری، کله پاچه، زبان،  

تاریخ : دوشنبه 12 بهمن 1394 | 04:49 ب.ظ | نویسنده : امیر شهریاری | نظرات

خواندن و تفکر کردن در مورد موارد زیرا به همه خوانندگان توصیه می¬کنم بخصوص افراد متاهل!

 

* سلولهای مغزی در مردان % 4 بیشتر از زنان است و مغز مردان 100 گرم سنگین تر از مغز زنان می باشد. 

 

*  ارتباطات میان سلولهای مغزی در زنان بیشتر از مردان است. لذا انتقال اطلاعات میان دو نیمکره مغز در زنان با سرعت بیشتری انجام می گیرد. به همین دلیل است که یک خانم می تواند در حالیکه با تلفن حرف می زند، آشپزی کرده، تلویزیون ببیند، و ... .

 

 * زنان تقریبا به هر دو نیکره مغزشان دسترسی دارند، اما مردان بیشتر از نیمکره چپ مغزشان استفاده میکنند. به همین دلیل است که چندین خانم در یک جمع دوستانه می توانند همزمان (ضربدری) با هم گفتگو کنند و حتی صحبتهایشان را تجزیه و تحلیل کنند.

 

*  طول نخاع در مردان اندکی طویل تر از زنان می باشد.

 

*  ذهن مردان از پیش برنامه ریزی میکند و علاقه مند به تهیه فهرست و برنامه ¬ریزی هستند لذا از درخواستهای بدون برنامه عصبانی می ¬شوند. (مطلب اختصاصی کانال همسرانه ها)

 

*  مردان به مفهوم و مضمون سخن توجه می کنند، نه به چگونگی بیان آن!

 

*  از دیدن صحنه های زیبا بیشتر لذت می برند تا لمس آن.

 

*  ذهن مردان بسیار سازمان یافته تر می باشد.

 

*  ذهن مردان قدرت تشخیص مسافت و اندازه گیری دقیقتری دارند به همین دلیل در هنگام پارک کردن کمتر توی جوی ....، و فرمولهای ریاضی را به سهولت  بالاتری به خاطر می سپارند.

 

 *  ابتدا جزئیات را بررسی کرده سپس به کلیات دست می یابد. یعنی کمتر و دیرتر قضاوت می کنند.

 

* زنان  به طرز سخن گفتن و چگونگی بیان سخن بیشتر توجه می کنند، نه به مفهوم آن.

* زنان  از لمس اشیاء لذت بیشتر  می برند.

 

* زنان  ابتدا به کلیات و سپس به جزئیات می پردازند،  لذا تعداد خطای شناختی بیشتری دارند.

 

*  ذهن زنان سازمان نیافته و فاقد حس دقیق زمان می باشند.

 

* زنان  در الویت بندی کارها مشکل دارند و گاهی تکانشی (یکدفعه) اقدام به کاری میکنند.

 

* زنان  قدرت و فن سخن گفتن  بالاتری دارند (به همین دلیل یک مرد خیلی باید ... باشد که انتظار داشته باشد از یک جر و بحث با یک خانم، موفق بیرون بیاید!).

تاریخ : دوشنبه 12 بهمن 1394 | 04:46 ب.ظ | نویسنده : امیر شهریاری | نظرات

در شهر وینسبرگ آلمان

قلعه ای وجود داردبنام زنان وفادار

 که داستان جالبی داردو مردم آنجا با افتخار آنرا تعریف میکنند:

 در سال 1140 میلادی

 شاه کنراد سوم شهر را تسخیر میکند و

 مردم به این قلعه پناه می برند

 وفرمانده دشمن پیام میدهد

که حاضر است اجازه بدهد

فقط زنان وبچه ها ازقلعه خارج شوند

و به رسم جوانمردی با ارزش ترین دارایی خودشان را هم بردارند و بروند

به شرطی که به تنهایی قادر به حمل آن باشند

قیافه فرمانده دیدنی بود

وقتی دید

هر زنی شوهرخودش را کول کرده

ودارد ازقلعه خارج میشود ...!

 زنان مجردهم پدر یا برادرشان را حمل میکردند

شاه خنده اش میگیرد

اما خلف وعده نمی کند و اجازه میدهد بروند

و این قلعه از آنزمان تا به امروز به نام " قلعه زنان وفادار" شناخته میشود

اینکه با ارزش ترین چیز زندگی مردم آنجا پول و چیزهای مادی نبود

و اینکه اینقدر باهوش بودند

که زندگی عزیزان خود را نجات دادند تحسین برانگیز است

 دعاکنیم دراین روزگار نیز باارزشترین داراییهای دنیوی ما

 خانواده وعزیزانمان باشند

 نه پول،ثروت،ماشین،خانه ،پست ومقام ...

 چرا که ارزش اینها به انسانهای دور و برمان است


طبقه بندی: سبك زندگی، 

تاریخ : دوشنبه 12 بهمن 1394 | 04:45 ب.ظ | نویسنده : امیر شهریاری | نظرات

این خاطره ای است که از یکی از اساتید قدیمی دانشکده متالورژی دانشگاه صنعتی شریف نقل شده است:

یک بار داشتم ورقه های امتحانی دانشجوها رو تصحیح می كردم، به برگه ای رسیدم که نام و نام خانوادگی نداشت. با خودم گفتم ایرادی ندارد. بعید است که بیش از یک برگه نام نداشته باشد. از تطابق برگه ها با لیست دانشجویان صاحبش را پیدا می كنم.

تصحیح کردم و 17.5 گرفت. احساس کردم زیاد است! کمتر پیش می آید کسی از من این نمره را بگیرد. دوباره تصحیح کردم 15 گرفت!

برگه ها تمام شد؛ با لیست دانشجویان تطابق دادم اما هیچ دانشجویی نمانده بود....

تازه فهمیدم "کلید" آزمون را که خودم نوشته بودم تصحیح کردم!

نكته: اغلب ما نسبت به دیگران سخت گیرتریم تا نسبت به خودمان



تاریخ : دوشنبه 12 بهمن 1394 | 04:37 ب.ظ | نویسنده : امیر شهریاری | نظرات
یک روز از پدرم پرسیدم فرق بین عشق و ازدواج چیست؟
روز بعد او کتابی قدیمی آورد و به من گفت این برای توست. با تعجب گفتم : اما این کتاب خیلی با ارزش است، تشکر کردم و در حالیکه خیلی ذوق داشتم تصمیم گرفتم کتاب را جایی دنج بگذارم تا سر فرصت بخوانم،

چند روز بعد پدرم روزنامه ای را آورد، نگاهی به آن انداختم و بنظرم جالب آمد که پدرم گفت این روزنامه مال تو نیست، برای شخص دیگریست و موقتا میتوانی آن را داشته باشی، من هم با عجله شروع به خواندنش کردم که مبادا فرصت را از دست بدهم، در همین گیر و دار پدرم لبخندی زد و گفت : حالا فهمیدی فرق عشق و ازدواج به چیست؟

در عشق می کوشی تا تمام محبت و احساست را صرف شخصی کنی که شاید سهم تو نباشد اما ازدواج کتاب با ارزشیست که به خیال اینکه همیشه فرصت خواندنش هست به حال خود رهایش میکنی ...

شادروان دکتر حسابی



تاریخ : دوشنبه 12 بهمن 1394 | 04:34 ب.ظ | نویسنده : امیر شهریاری | نظرات
"شعر زمستان "

سلامت را نمی خواهند پاسخ گفت
سرها در گریبان است.

کسی سربر نیارد کرد پاسخ گفتن و دیدار یاران را
نگه جز پیش پا را دید نتواند
که ره تاریک و لغزان است

وگر دست محبت سوی کس یازی
به اکراه آورد دست از بغل بیرون
که سرما سخت سوزان است

نفس کز گرمگاه سینه می آید برون ابری شود تاریک
چو دیوار ایستد در پیش چشمانت
نفس کاین است پس دیگر چه داری چشم
زچشم دوستان دور یا نزدیک

مسیحای جوان مرد من ای ترسای پیر پیرهن چرکین
هوا بس ناحوانمردانه سرد است...آی...
دمت گرم و سرت خوش باد
سلامم را تو پاسخ گوی در بگشای!

سلامت را نمی خواهند پاسخ گفت
هوا دلگیر درها بسته سرها در گریبان دستها پنهان
نفس ها ابر دل ها خسته و غمگین
درختان اسکلت های بلور آجین
زمین دلمرده سقف آسمان کوتاه
غبار آلوده مهروماه
زمستان است......

شاعر: اخوان ثالث



طبقه بندی: ادبیات و شعر، 

تاریخ : دوشنبه 12 بهمن 1394 | 04:31 ب.ظ | نویسنده : امیر شهریاری | نظرات

دیگران را ببخشید…

بی عقلی ، تهمت ها،خیانت و بی ادبی
نشانه عدم بلوغ روحی انسان هاست.
انسان های نارس این موارد را زیاد دارند ؛
شما انسانی رسیده باشید!
با سبکبالی و بدون اینکه قضاوت یا سرزنش کنید ،
و بدون اینکه از این حرفها ناراحت شوید…
از کنار این ها رد شوید …
اگر هوای دلتان ابری شد و چشمهایتان باریدند،
بگذارید این اشک ها باران رحمت و بخشش باشند
برای انها که نمی دانند و زمین دلشان خشک شده است
اینجاست که دل بخشنده شما
چشمه جوشانی می شود که به منبع عظیم لطف خدا
متصل شده است




طبقه بندی: سبك زندگی، 

تاریخ : یکشنبه 11 بهمن 1394 | 07:46 ب.ظ | نویسنده : امیر شهریاری | نظرات

جوان و شاد بودن مرد و زن نداره.
یادبگیریم چگونه جوان بمانیم....

1- اعداد بدرد نخور را به دور بریز. ا
ین شامل سن، وزن و قد میشه.

2-فقط با دوستان خوش اخلاق معاشرت کن،
غرغروها و بداخلاقهای دیگران نابودت میکنند .

3- شروع به یادگرفتن کن. کامپیوتر، هنر، باغبانی...
هرچیزی که دوست داری، هرکاری که اجازه نده مغزت بیکار بمونه.

"مغز بیکار کارگاه شیطانه"، و نام شیطان این است.. آلزایمر!
4- از چیزهای کوچک و ساده لذت ببر.و یشتر مواقع طولانی بخند.
آنقدر بخند که احتیاج به نفس تازه داشته باشی و اگر دوستی داری که تو رو میخندونه بیشتر وقت خودت را با او بگذرون..خنده موجب جذب شادی و رها كردن منفی ها میشود و به سوی شفای معجزه آسا هدایت می كند .

5 -اشک و غصه هم پیش میاد؛
یه کم گریه زاری کن، یه کم غصه بخور و تحمل کن و بعد حرکت کن..تنها کسی که تمام عمر با تو خواهد بود،خودت هستی..تا زنده ای زندگی کن
و یادتان باشد،گاهی،به دست نیاوردن آنچه در طلبش هستید،می تواند برایتان بهترین چیز باشد...

6 - قدر سلامتی خودتو بدون:اگر خوبه، نگهش دار و مواظب باش
اگر استوار نیست، بهترش کن.تمركز بر سلامتی كامل » چیزیست كه ما می توانیم همگی در درون خود انجام دهیم علیرغم آنچه ممكن است در بیرون اتفاق بیفتد .

7- در هر موقعیتی عشق خودت رو به کسانی که دوستشون داری ..
بیان کن و بگو....

8-زندگی سرشار از زیبائیهاست.متوجه اش باشید.باران را ببوئید،نسیم را حس کنید.به بهترین نحوی که میتوانید از زندگی لذت ببرید و برای رسیدن به رویاهایتان مبارزه کنید.

9-در زندگی غصه از دست دادن هیچ چیز را نخورید چون وقتی یک درخت برگی را از دست می دهد برگی دیگر از قبل آماده جایگزین شدن است.
رمز و راز تغییر اینست که همه انرژی تان را نه برای مبارزه با گذشته،بلکه برای ساختن آینده به کار برید.

10-اگر کسی شما را پس زد یا نادیده گرفت هیچ ناراحت نشوید.انسانها معمولا چیزهای گرانی که از عهده داشتنشان بر نمی آیند را پس میزنند و نادیده میگیرند.

11-در تقدیر هر انسانی "معجزه ای خاص"از طرف خدا تعیین شده که قطعا در زندگی اش در زمان مناسب نمایان خواهد شد.یک شخص خاص،یک اتفاق خاص یا یک موهبت خاص.منتظر معجزه زندگیتان باشید.

و مطلب اخر: دوست خوبم..حتی اگه عمر دست خدا باشه ..مغزت دست خودته ،پس دست دست نکن و همین الان دست به کار شو.هر 60 ثانیه ای رو كه با عصبانیت، ناراحتی بگذرانی، از دست دادن یك دقیقه از خوشبختی است كه دیگر به تو باز نمیگردد..زندگی كوتاه است، قواعد را بشكن، سریع فراموش كن، واقعاً عاشق باش، بدون محدودیت بخند، و هیچ چیزی كه باعث خنده ات میگردد را رد نكن .

رفقای گل و مهربونم ..آرزو میکنم ،تا آخرین لحظه های عمرتان ،
تا آخرین نفس ،روزهایتان زیباتر از هر روز باشد، ....آمین




طبقه بندی: رازهای موفقیت، 

تاریخ : یکشنبه 11 بهمن 1394 | 07:44 ب.ظ | نویسنده : امیر شهریاری | نظرات

عشق راهی برای کوك کردن سیمهای قلب است، راهی برای آوردن سیمهای قلب به وضعیتی درست که در آن موسیقی می تواند به وجـود آید. به همین دلیل است که من عشق را " نیایش" می نامم، من عشق را راهی برای دست یابی به خدا می نامم، من عشق را خدا می نـامم .نیایش بدون عشق، غلط، تو خالی و بیهوده است. کلمات نیایش بدون عشق، ابداً هیچ ارزشی ندارند و کسانی که علاقمنـد بـه سـفر بـه سوی خدا هستند، هیچکدام بدون بالهای عشق نمی توانند به خدا برسند .بدان عشق چیزی نیست که از بیرون کسب شود. عشق موسیقی وجود درونی توست.
،،خدا همیشه آماده است تا عشق خود را به ما بدهد ولی ما برای دریافت آن آماده نیستیم.

فضای كافی برای دریافت آن نداریم.
چنان از افكار، آرزوها،
نگرانی ها، غصه ها،
خاطره ها و رویاها ،،
انباشته هستیم كه هیچ فضای خالی در ما وجود ندارد.
این فضا را باید ایجاد كرد.
و این هنر مراقبه است: ایجاد فضایی در درون




طبقه بندی: رازهای موفقیت، 
برچسب ها: عشق،  

تاریخ : یکشنبه 11 بهمن 1394 | 07:40 ب.ظ | نویسنده : امیر شهریاری | نظرات
با هم باشید، اما بگذارید در با هم بودن شما فاصله ای باشد.......
و بگذارید نسیم در میان شما بوزد.......
یکدیگر را دوست بدارید، اما از عشق زندانی برای یکدیگر نسازید...
بگذارید عشق ، جایی، در ساحل روحتان باشد.....
پیمانه های یکدیگر را پر کنید، اما از یک پیمانه ننوشید.....
از نان خود به یکدیگر ارزانی کنید، اما از یک قرص نان نخورید...
با هم بخوانید و برقصید و شادکام باشید، اما به حریم تنهایی یکدیگر تجاوز نکنید...
همچون تارهای عود باشید که جدا از هم اما با یک نوا مترنٌم میشوند....
قلبهایتان را به هم هدیه کنید، اما یکدیگر را به اسارت در نیاورید.

جبران خلیل جبران


تاریخ : جمعه 9 بهمن 1394 | 01:32 ق.ظ | نویسنده : امیر شهریاری | نظرات

زندگی پیداکردن خودتان نیست زندگی خلق خودتان است...
بسیار مراقب باش که درون وجودت ، در حال نظاره کدامین آرزو هستی ! وقتی می ترسی هر چیزی ترسناک است.
وقت امیدواری هر چیزی برای تو به یک امید تبدیل می شود.

وقتی عصبانی هستی هر چیزی که به سراغت آید تو را خشمگین می سازد.
وقتی آرام هستی دنیای اطراف تو همان آرامش را منعکس خواهد کرد.

هر آنچه ازاعماق وجود تو بیرون می آید در جهان بیرون تو نمود می یابد و این یعنی آنکه اگر به راستی خواهان تغییر آنچه بر سر تو می آید هستی پس لاجرم باید خود واقعی ات را عوض کنی، پس در قلب خود آنچه را که برایت ارزش دارد و دوستش داری را ببین و مطمئـــن باش که بیرون وجود تو همان چیز موج خواهد زد.

بسیار مراقب باش که درون وجودت در حال نظاره کدامین آرزو هستی !!
چرا که رسم کاینات نمایش همان آرزو در زندگی روزمره توست.
سعی کن چیزی را درون وجودت ببینی که راضی ات می سازد و به تو انرژی می بخشد. و بعد آسوده و آرام نظاره گر و شاهد این معجزه خلقت باش که چگونه تمام روزگار و کائنات با تو هماهنگ خواهد شد..



تاریخ : جمعه 9 بهمن 1394 | 01:29 ق.ظ | نویسنده : امیر شهریاری | نظرات

هیچكس را در زندگی مقصر نمی دانم...
از خوبان "خاطره"
و از بدان "تجربه"
میگیرم...!
بدترین ها "عبرت" میشوند...!
وبهترین ها"دوست"
حرف اشتباهیست كه میگویند...
با هر كس باید مثل خودش رفتار كرد.
اگر چنین بود!!!
از منیت و شخصیت هر كس چیزى باقى نمیماند.
هركس هر چه به سرت اورد فقط خودت باش.
اگر جواب هر جفایى بدى بود.
داستان زندگی ما خالى از ادم های خوب بود.
اگر نمیتوانى ادم خوبه ى زندگی كسى باشى.
اگر براى یاد دادن تنها همان خوبى هایى كه خودت بلدى ناتوانت كردند
اگر همان اندك مهربانیت را از بر نشدند.
اگر خوبى كردى و بدى دیدى.
كنار بكش!!!
اما بد نشو...
زیرا این تنها كاریست كه از دستت بر میاید.
مهم نیست با تو چه كردند.
تو قهرمان زندگی خودت بمان
تو ادم خوبه ى زندگی خودت باش
با وجدانت اسوده بخواب.
سرت را پیش خدایت بالا بگیر.
و بخاطر همه چیز شاکر باش...
. . .

بزرگترین اقیانوس جهان ٫ اقیانوس آرام است
پس آرام باش تا بزرگ شوی.



تاریخ : جمعه 9 بهمن 1394 | 01:28 ق.ظ | نویسنده : امیر شهریاری | نظرات
تعداد کل صفحات : 22 ::      1   2   3   4   5   6   7   ...  
لطفا از دیگر صفحات نیز دیدن فرمایید
.: Weblog Themes By SlideTheme :.


  • گراف تولز