تبلیغات
بیا بگشای در بگشای دلتنگم - شعر زمستان
"شعر زمستان "

سلامت را نمی خواهند پاسخ گفت
سرها در گریبان است.

کسی سربر نیارد کرد پاسخ گفتن و دیدار یاران را
نگه جز پیش پا را دید نتواند
که ره تاریک و لغزان است

وگر دست محبت سوی کس یازی
به اکراه آورد دست از بغل بیرون
که سرما سخت سوزان است

نفس کز گرمگاه سینه می آید برون ابری شود تاریک
چو دیوار ایستد در پیش چشمانت
نفس کاین است پس دیگر چه داری چشم
زچشم دوستان دور یا نزدیک

مسیحای جوان مرد من ای ترسای پیر پیرهن چرکین
هوا بس ناحوانمردانه سرد است...آی...
دمت گرم و سرت خوش باد
سلامم را تو پاسخ گوی در بگشای!

سلامت را نمی خواهند پاسخ گفت
هوا دلگیر درها بسته سرها در گریبان دستها پنهان
نفس ها ابر دل ها خسته و غمگین
درختان اسکلت های بلور آجین
زمین دلمرده سقف آسمان کوتاه
غبار آلوده مهروماه
زمستان است......

شاعر: اخوان ثالث



طبقه بندی: ادبیات و شعر، 

تاریخ : دوشنبه 12 بهمن 1394 | 04:31 ب.ظ | نویسنده : امیر شهریاری | نظرات
.: Weblog Themes By SlideTheme :.


  • گراف تولز